آنقدر هوای آسمان شهر دلم غبار آلود است که مجالی برای ریختن قطرات بارانیت نیست....
این روزا همش سرم گیج میره.همش میخوام بخورم زمین.دیگه سر کار نمیرم.یه جورایی منحل شد!منم دنبال یه کار دیگه ام.هوای آلوده بدجوری روم اثر بد گذاشته.دلم برای هوای بارونی تنگ شده.....کاش مثل گذشته میتونستم خودمو بدست قطراتت بسپارمو و تر شم.....تازه شم.
دوستت دارم.
پی نوشت:هیچ اعتباری به این هوای لعنتی نیست...خیلیها مردن...اگه مردم حلالم کنید چون اصلا اوضاع مناسبی ندارم!
الهام جون هوچی شدیا
!
چیزیت نمیشه بابا ما که هنوز زنده ایم!
ایشالا زنده بمونی دخترم
انشاء الله سال های سال تندرست و شاد باشی
ممنونم