دیشب همسر گرامی نیومد خونه.این روزها خیلی سرش شلوغه.خدا کنه این همه شب بیداری و کار نتیجه بده.
- تکرار جومونگ رو از نت دیدم.
- دیروز رفتم بیرون یه کمی خرید کردم. یه چند تا لباس و شلوار جینم رو هم از خیاطی گرفتم.داده بودم پاچه شو کوتاه کنه. خیلی خوب در آورده بود.خوشم اومد.برای پسر کوچولو هم یه کلاه آفتابی گرفتم. البته به صرار خودش..میگفت مامان جون الان دفعه بعده؟چون روز قبلش که بهم گفته بود براش کلاه بگیرم گفتم مامان جون دفه بعد که اومدیم برات میگیرم.منم گفتم آره عزیزم.و بعد به قولم عمل کردم. دلم نمیخواد مثل باباش بدقول باشم و بد قولی رو یادش بدم.دوست دارم بهم اعتماد کنه.
- به وبلاگم رسیدگی کردم
- به مسایل زیادی فکر کردم.کمی به گذشته سفر کردم.
- به یاد دوران گذشته دهه هفتاد آهنگهای ابی و قمیشی رو گوشیدم . حالم بد شد و چشمام به قول اون فیلم هندیه چیکه کرد.
-
- جنسها گرون شدن و خرید تمومی نداره. پولا تموم میشن ولی خرید هیش وخ تموم نمیشه.
- چهار تا فیلم هندی زیر نویس دارخریدم ولی هنوز نتونستم ببینمشون. نسبت به فیلمهای قبلی ۵۰۰ تومن ارزونتر خریدم.
- پسر کوچولو به سقوط میگه قسوط (کلی چلوندمش و خوردمش)
- با آدم برفی* و ماهی تنها* چتیدم.
- الانم پسر کوچولو کوالا وار رو سرمه و داره صورتمو ماچ بارون میکنه.

- همسر گرامی هم دوباره شب میاد.
-
- این آهنگه رو بعد از مدتها پیدا کردم.خیلی دوسش دارم.
- و در نهایت خودمو خفه کردم با نت و تا روشن شدن هوا بیدار موندیدم.

سلام،تو که رفتی خرید لا اقل به جای پول ضرر کردن برای خرید فیلم هندی! این رمان زویا پیرزادم می گرفتی،خیلی زحمتم نبود ها.
فعلا
طرفهای ما کتاب فروشی نیست این دم دستم بود.
سلام
خوبی چه وب زیبایی داری میدونی به این کارت چی میگن
مگن قدم گذاشتن در راه موفقیت بعضی مواقع آدم نیاز داره احساسات روزشو بنویسه واین یعنی تخلیه تمام افکاری که امکان داره آدمو از پای در بیاره و شما چه خوب جلوشونو میگیرین
به هر حال برای شما و خانواده محترم آرزوی زندگی شاد همراه با آرامش را دارم
اگه اجازه بدی شما رو لینک کنم منتظر جواب شما هستم مرسی
حتما و با کمال میل.
سلام شما رو لینک کردم متشکر از لطف شما