? اینجا زمان مرده
X
تبلیغات
رایتل
20 اسفند 1391

امروز مریم گفت که بیا بهت روش کاشت فر مژه دایم رو یادت بدم (اونم مجانی)تا وقتی تو سالنی خودت مشتریها رو را بندازی.وای نمیدونی چقدر خوشحال شدم.از خدام بود.بعدشم گفت چون میدونم خیلی برای نجا زحمت میکشی و از جون و دل مایه میذاری میخوام کلا یه کاری کنم که اگه اینجا موندی برات صرف داشته باشه. 

حالا قرار شده مامانم و خواهرم رو ببرم برای اینکه رو چشماشون امتحان کنم.میدونم که خیلی زود یاد میگیرم.اونم میخواد ۶۰درصد باهام حساب کنه.ینی شسصت من و چهل اون.چون مواد از منه.خیلی خوبه.خدایا کمکم کن بتونم زود یاد بگیرم. 

خدا رو شکر خیلی هوامو داره و روم حساب میکنه.منم خدایی هواشو دارم و خیلی با مشتریها خوب تا میکنم.میدونی فکر میکنم که این سالن ماله خودمه.واقعا دل میسوزونم براش. 

امروز افروز رفت عروسی فامیلشون.دیروز رفت چشاشو تاتو کرد.خیلی خوب شده اما بد جوری پلکش ورم کرده بود. 

البته تا امروز بعد از ظهر تا حد زیادی ورمش خوابید..بد جوری وسوسه شدم برم تاتو کنم.هی از طبقه ی بالا میان پایین برای امور آرایشی ..هی من میبینم تاتو کردن هی هوس میکنم.خداییم کاراشون حرف نداره.بیست ساله این کاره ان. 

بیبشتر مشتریاشونم از شمال و غرب تهرانن.روزی حداقل ۱۰ تا مشتری دارن.خدا رو شکر امروزم به خوبی سپری شد.خدایا فردا رو هم برام به خوبی امروز کن.