? اولین روز کاری در خانه همسر گرامی - اینجا زمان مرده
X
تبلیغات
رایتل
1 بهمن 1391

اولین روز کاری در خانه همسر گرامی

سلام صبح همگیتون بخیر.خیلی خوابم میاد اما باید بیخیال شم.دیشب 10:30 خوابیدم اما بازم خوابم میاد.اومدم تا وبمو چک کنم ببینم کسی کامنت گذاشته یا نه!:(......

باید یه دستی به سر و روی  خونه بکشم بعدش حاظر شم برای رفتن به سر کار.برام دعا کنید که کارم بگیره.خیلی دوست دارم خودم برای خودم سالن بزنم و  مدیریت محل کار خودمو به عهده بگیرم.یه کم از  امور مربوط به خونه عقب میافتم اما باید یه برنامه ریزی درست داشته باشم تا به همه کارام برسم چون همسر گرامی اصلا کمکم نمیکنه اصلا.تنها کمکش اینه که مثلا به نظافت خونه یا دیر شدن غذا گیر نمیده(البته خودش یه کمکه)...

خب دیگه باید برم صبحونه رو ردیف کنم.جاتون خالی خوراک لوبیا پختم.البته من یه پرتقال خوردم الان و دیگه میلی به صبونه ندارم.اوکی...من برم.فعلا!