? گاهی وقتا - اینجا زمان مرده
X
تبلیغات
رایتل
31 اردیبهشت 1391

گاهی وقتا

آخه که چقدر خوبه که بشینیو یه دله سیر واسه اونیکه میدونی درکت میکنه صحبت کنی.  

خوندن زندگی دوستانم دگرگونم میکنه...  

گاهی فکر میکنم ناشکر ترین  آدم دنیام.  

گاهی فکر میکنم کاش این راه رفته رو نرفته بودم.   

گاهی فکر میکنم کاش از ابتدا بهترین روش رو برای زندگیم داشتم.  

گاهی فکر میکنم اگر با مطالعه پیش میرفتم اینجوری نمیشد.  

گاهی فکر میکنم که قدیمیها راست گفتن که عجله کار شیطونه.  

گاهی فکر میکنم چقدر حیف جونیمو سر یه سری اعتقادات بچهگونه سوزوندم.  

گاهی فکر میکنم نکنه همه این ها سر کاری باشه..  

گاهی که به خورشید و ماه تو این فضای نامتناهی نگاه میکنم با خودم میگم اینا تو این فضا چیکار میکنن...میایاردها توپ گرد متحرک ول تو فضا...  

گاهی وقتا شبا به ستاره ها نگاه میکنم با خودم میگم الان کدوم یکی از اینها میلیاردها سال پیش  نابود شده؟ شایدم همشون نابود شدن و فقط ما تصویرشونو میبینیم؟!  

گاهی فکر میکنم من قبلا تمام این مسیر زندگی رو طی کردم...نمیدونم چجوری بگم.  

تا حالا شده یه اتفاق رو که برات میافته قبلا دیده باشی؟منم دیدم...صحنه هایی رو که برام تکراری بوده انگار قبلا اتفاق افتاده اما نیافتاده...  

اگه نیافتاده چجوری ما دیدیمشون و اگه افتاده ما این وسط بین گذشته و آینده چیکار میکنیم؟  

گاهی فکر میکنم همه این راه ها رفته شده و فقط این تجربشه که تو ذهنه ماست مث اثر نوریه اون ستاره ای که سالها پیش نابود شده...   

گاهی فکر میکنمحرفهای عجیب غریب میزنم....اما   

حالا مطمئنم دارم خل میشم.....  

گاهی وقتا با خودم خیلی فکرها میکنم... فکر میکنم.....

 فکر مـــــیـــ کـــــنمــ!    

  

 

 

پی نوشت:برانکارد بیارید منو توش بذارید...که من خورد و خمیرم دیگه دارم میمیرم